السيد الطباطبائي
85
مجموعه رسائل ( فارسى )
خارج ، گاهى نسبت داده مىشود به مجموع علت تامهاش كه با تحقق علت تامه ، به طور قطع نبودن آن موجود و پديده محال و ناممكن است به عبارت ديگر در اين صورت است كه هستى آن پديده واجب و ضرورى بوده و تحققش قطعيت پيدا خواهد كرد . و گاهى هم پديده و معلول را به برخى از اجزاى علتش نسبت مىدهيم و يا به عبارت ديگر فقط به مقتضى آن نسبت مىدهيم . در اين صورت پيدايى آن موجود و هستى آن پديده در پرتو آن مقتضى ، موقوف بر وجود شرطى و عدم مانعى خواهد بود ، يعنى اگر علاوه بر آن مقتضى ، شرايط ديگر موجود و موانع مفقود بودند و علت تامه پديده تحقق يافت آن پديده هستى پيدا كرده و پديدار خواهد گرديد و وجود و هستىاش ضرورى و واجب خواهد بود ، ولى اگر شرايط موجود نبودند و يا موانعى در ميان بودند در اين جا ، اثر مقتضى خنثى و مانع تأثير خود را خواهد گذارد و آن پديدار نشدن موجود است . در اين جاست كه بداء صدق مىكند ، چون اين رويداد خاص وقتى كه وجود و تحققش به مقتضى خود نسبت داده شد آن مقتضى كه با وصف تحقق آن ، آن حادثه و رويداد پديد نيامد ، رويدادى است كه از علت آن خلاف آنچه معمولًا ظاهر مىگردد ، پديدار گرديده است . و معلوم است كه علم خداى تعالى به موجودات و رويدادهاى جهان ، مطابق وجود نفس الامرى آنهاست ، پس يكبار علم خداى متعال به اشيا در رابطه با علل تامه آنهاست در اينگونه علمى بداء راه ندارد ، ولى گاهى علم خدا به اشيا از جهت مقتضيات آنهاست كه تأثيرشان موقوف بر وجود شرايط و فقدان موانع است و اينگونه علم ممكن است در صورت فقد شرطى و يا وجود مانعى خلاف آنچه انتظار بروز و ظهورش بود ، پديدار گردد . و مراد از آيهء : « يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ » يعنى خداوند هر آنچه را كه بخواهد محو يا اثبات مىكند . همين معناست .